Latest Blog

فصل دوم داستان های استارتاپی: شریک شرکت نوپایتان را هوشمندانه انتخاب کنید

کتاب داستان های استارتاپی برای کسانی است که آرزوی شروع چیزی را داشته اند. آیا به شروع کسب و کار خود می اندیشید؟ کنجکاو هستید بدانید زندگی استارت‌آپی چگونه است؟ به دنبال تجربه مشقت های مسیر کارآفرینی هستید؟ این کتاب مخصوص شما نوشته شده است.
در کتاب داستان های استارت‌آپی، کارآفرین سریالی، جوردن رینور نگاه صادقانه ای به واقعیت شروع کسب و کار، رشد آن از صفر و سختی های زندگی استارت‌آپی داشته است. جوردن با استفاده از تجربیات استارت آپ خود Citizinvestor (بزرگترین پلتفرم تامین مالی جمعی ویژه پروژه های دولتی) مجموعه درس هایی که برای هر کارآفرینی ضروری است را به اشتراک گذاشته است.
در فصل دوم کتاب جوردن به بررسی موضوع انتخاب شریک می پردازد که در ادامه ارائه شده است:

فصل دوم: شریک شرکت نوپایتان را هوشمندانه انتخاب کنید

هواپیمایم در ناشوآی[۱] نیوهمپشایر[۲] به زمین می‌نشست و زمین پوشیده از برف به یادم می‌آورد که دیگر در تَمپا نیستم. ژانویه سال ۲۰۰۸ بود، تنها چند روز پیش از انتخابات مقدماتی ریاست‌جمهوری نیوهمپشایر. به ایالت گرانیت[۳] آمده بودم تا شاهد تاریخ باشم، در حالی که به عنوان داوطلب در کمپین جان مک‌کین برای نامزدی پست ریاست جمهوری که به نوعی برای او حکم مرگ و زندگی را داشت، نام‌نویسی کرده‌ بودم. در چند روز بعد از آن، بنا بود شاهد دو شگفتی باشم که تاثیرات چشمگیری در سیاست‌های امریکا در دهه آتی داشته است: پیروزی هیلاری کلینتون بر باراک اوباما و پیروزی جان مک‌کین که منجر به نامزدی او برای حزب جمهوری‌خواه برای ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا گردید. اما برای من، غیرمنتظره‌تر از همه این‌ها این بود که قرار بود شریک تجاری آینده‌ام را ضمن پیاده‌روی در زمستان تماشایی و زیبای نیوهمپشایر ببینم.

همین که از هواپیما پیاده شدم، با مارک شارپ[۴] تماس گرفتم که قرار بود در فرودگاه منتظرم باشد. مارک معلم کلاس هشتم من در درس «دولت امریکا» و اولین رییسم بود (کسی که کمپینش را در ۱۷ سالگی اداره می‌کردم)؛ اما در این سفر او نقش واسطه را داشت و قرار بود من را با شریک تجاری آینده‌ام آشنا کند. مارک گفت: «فقط محض اطلاع، احتمالا فردی به نام تونی دسیستو در اتاق هتل، با ما خواهد بود».

با گذشت زمان، اولین دیدار من و تونی کاملا متناسب به نظر می‌رسد. هر دوی ما به واسطه جذابیت یک کمپین انتخاباتی خودجوش[۵] ریاست جمهوری به نیوهمپشایر کشیده شده بودیم که عملکردش بسیار شبیه به شرکت نوپا است. هردویمان عشق عجیبی به سیاست و دولت داشتیم که برای افرادی به سن و سال ما کمی غیرعادی بود. احتمالا از همه هیجان‌انگیزتر این‌که قرار بود در هتلی ارزان قیمت با هم «اقامت» داشته باشیم، تمثیلی از چهار سال بعد از آن که به سراسر کشور می‌رفتیم و در مکاتن‌های اقامتی ایر بی‌ان‌بی[۶] می‌ماندیم و سیتیزینوستور را پیچ می‌کردیم.

قبل از تاسیس سیتیزینوستور، بسیار به گوشم خورده بود که رابطة آدم با سایر هم‌‌بنیانگذارانش در شرکت نوپا بسیار شبیه به رابطه‌تان با همسر و شریک زندگی است. به دلیل داشتن تجربه چندین شراکت تجاری در مسیرشغلیم، با این حرف کاملا موافق بودم.

ازدواج با کارا گوسکی[۷] یکی از مهم‌ترین و بهترین تصمیماتی است که در طول زندگیم گرفته‌ام (در کنار امیدم برای رستگاری توسط عیسی مسیح). در کارا شریک زندگی مادام‌العمری را می‌بینم که به عمیق‌ترین شکل ممکن در ارزش‌ها، رویاها و جاه‌طلبی‌هایم سهیم است. هنگام انتخاب شریک شرکت نوپایتان، شما هم به دنبال همین چیزها هستید! در عرض چهار سال، از دیدارمان در نیوهمپشایر تا راه‌اندازی سیتیزینوستور، با تونی آشنا شده و بسیاری از وجوه او را شناختم. می‌دانستم که ارزش‌های مشترکی همچون ایمان، خانواده و کار سخت بین ما مشترک است. می‌دانستم که رویای مشترکی در مورد استفاده از فناوری برای حل مسائل و مشکلات واقعی مرتبط با سیاست و دولت داریم. و با تولد اولین فرزندمان، سیتیزینوستور (می‌دانم برای بچه اسم خنده‌داری است)، بلندپروازیمان هم در یک راستا قرار گرفت.

با آن که هم‌سویی ارزش‌ها، آرزوها و بلندپروازی‌ها حیاتی است، اما این‌ها برای پیوند شرکای شرکت نوپا کافی نیست. قرار است (و امیدواریم) شما و هم‌بنیانگذارانتان رابطه بلندمدتی داشته باشید؛ وعده‌های غذایی، اتاق هتل، فضای اداری کم و خلاصه همه‌چیز را با با یکدیگر سهیم باشید. باید قبل از ورود به این رابطه ازدواج‌گونه وقت بگذارید و تا آنجا که ممکن است از یکدیگر شناخت پیدا کنید. در اینجا من پنج سوال را مطرح می‌کنم و به شما توصیه می‌کنم که قبل از انتخاب شریک شرکت نوپای‌تان آن‌ها را در نظر داشته باشید:

  • آیا از وقت گذراندن با این آدم لذت می‌برم؟ اگر علاقه مشترک من و تونی به رستوران‌های چینی، تیلور سوییفت[۸] و کتاب‌ نبود، تجاربمان در سیتیزینوستور تا این حد لذت‌بخش و مثمر ثمر نمی‌بود.
  • آیا این فرد در همان مرحله‌ای از زندگی است که من هم هستم؟ اگر نه، این مساله به چه شکل رابطه کاری ما را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد؟ وقتی ما شروع به کار در سیتیزینوستور کردیم، من و تونی به ترتیب ۲۵ و ۲۷ ساله بودیم ولی هر دو طوری رفتار می‌کردیم انگار حداقل ۱۵ سال مسن‌تر هستیم. تونی دو فرزند داشت و سومین فرزندش هم در راه بود. من متاهل بودم، تقریبا برنامه منظمی داشتم و راس ساعت ۹:۴۵ شب می‌خوابیدم. ما وضعیت زندگی یکدیگر را درک می‌کردیم.
  • آیا اخلاق و شیوه کاری این فرد مشابه من است؟ من و تونی از هیچ چیز بیش از تاخیر متنفر نیستیم. اگر بدبختانه، یکی از ما برای جلسات دیر کند، ما به مشکل بزرگی برخواهیم خورد. از سویی، برخلاف بسیاری از دیگر بنیانگذاران شرکت‌های نوپا که تمام شب کار می‌کنند و ۱۱ صبح بیدار می‌شوند، هر دوی ما دوست داریم در ساعات «عادی» کار کنیم.
  • آیا مجموعه مهارت‌های این فرد مکمل تو است؟ حتی اگر بگویم در زمان شروع به کار سیتیزینوستور، تونی تقریبا از نظر دانش فنی بی‌سواد بود؛ کم گفته‌ام. اما این مساله مهمی نبود. من تجربه یک کارآفرین فناورانه را به همراه آورده بودم، در حالی‌که آورده تونی، تخصص ارزشمندش در حوزه کار با نهادهای دولتی محلی بود.
  • آیا می‌توانی حقیقت را به این فرد بگویی و با او مکالمه سختی داشته باشی؟ روابط خوب به طرفین امکان می‌دهد در صورت لزوم یکدیگر را فراخوانده و نسبت به یکدیگر پاسخگو باشند. این یک ویژگی حیاتی برای هر شریک تجاری بالقوه‌ است چرا که بی‌شک لازم است به خاطر مصلحت فرزندتان (کسب و کارتان) مسائل دشوار را با یکدیگر مطرح کنید.

متوجه‌ام که سطح انتظارم از یک شریک شرکت نوپا زیادی بالاست اما شدیدا تشویقتان می‌کنم که شما هم استانداردهای بالایی داشته باشید. صادقانه بگویم، در شراکت تجاری قبلیم خیلی از این موارد را در نظر نگرفتم و کاش گرفته بودم؛ چرا که باعث زحمت فراوانی برای من شد. درست مثل یک ازدواج، وقتی رابطه‌تان با شریک تجاریتان بد است همه چیز وحشتناک خواهد بود و اگر رابطه خوبی داشته باشید، همه چیز بینظیر خواهد بود.

یک بار، یکی از کارآموزان سابق سیتیزینوستور به من گفت «تو و تونی مثل زوج‌های مسن متاهل هستید». هرچند بیان این مساله به این شکل کمی عجیب است اما من متوجه شدم که حق با او است و من بی‌نهایت خوش‌شانس هستم که چنین «جفت» هم‌بنیانگذار فوق‌العاده‌ای برای سیتیزینوستور پیدا کرده‌ام. اما شما، برای یافتن شریک شرکت نوپایتان نباید به شانس تکیه کنید. از راهنمایی‌هایی که در اینجا آورده شده استفاده کنید، وقت بگذارید و تصمیمی بگیرید که برای باقی عمر شرکت نوپایتان خوشحال باشید.

[۱] Nashua

[۲] New Hampshire: یکی از ایالت‌های کشور ایالات متحده امریکا.

[۳] Granite State: نامی که غالبا برای ایالت نیوهمپشایر استفاده می‌شود.

[۴] Mark Sharpe

[۵] bootstrapped

[۶] Airbnb

[۷] Kara Goskie

[۸] Taylor Swift: خواننده زن سبک پاپ امریکایی

 

نمونه ترجمه کتاب داستان های استارت‌آپی

https://hamboodgah.ir/product/startup-stories-book/

نظر دهید